تبليغاتX


www.irLearn.com

چشمان بی گناه
خدا حافظ  

قلبی که در میان عشقها وروشنیها زندگی کرده برای همیشه به خواب می رود

خوابی ابدی ووقتی دنیای طلائیش را واژگونشده می یابد

فریاد می زند

ای کاش بمیرم با عشقهای مرده وبا ارزو های بیهوده

دیگر در انتظار چه امیدی نشسته ای

پس برای همیشه از تو واز وجودی که زمانی

روشنی بخش جسم و جانم بود می خواهم خدا حافظی کنم

خدا حافظ کنم تا دنیای طلائین تو را

محو ونا بودننمایم خیلی سخت است

وقتی می بینم همه چیز مرده و پایان یا فته

مجبورم برای زندگی کردن از توخدا حافظی کنم

اری:خدا حافظی برای همیشه شاید وجودم را

در گریه های خو نینم مدفون نمایم

تو ای اشنای دیروز وای نا اشنای امروز دل من روزی مثل شبحی

پاک برگل برگهای ارزویم چکیدی

زمانی همچون گلی زینت بخش کنارم بودی

ومن سر مست از عطر تو سر از پا نمی شناختم

تو ای گل زیبای زند گی من زمانی سعادت بزرگ من بودی

خدا حافظ جسم دل سنگ که به خاطر خودت

زندگی دیگران را بر باد خواهی داد

ای قطره اشک بریز تا کلمه خدا حافظی را بشنوی

(نفیسه)

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط M.Z.N.M.f در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت 14:56