سحر گاه کنار گل نشسته بودم نا گهان کبو تری را دیدم که به سوی من می اید
به او گفتم ای کبوتر زیبا به کدامین دیار می روی؟گفت
به شهر عاشقان انجا که همه در حسرت یا رند به او گفتم:
ای کبو تر زیبا اگر یار مرا نیز دیدی به او بگو :
دریچه قلبم هنوز به سوی او باز است
(زهرا)
|+|
نوشته شده توسط M.Z.N.M.f در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت 15:19

